مؤلف : ابوذر غفارى از حضرت رسول عليه السّلام روايت كرده است كه مستقرّ آفتاب در زير عرش است .
علّامه شعرانى : چنانكه بارها گفتهايم ، حركات خورشيد و ساير كواكب را خداوند چنان به اندازه مقدّر فرموده كه از هزاران سال پيش تاكنون يك ثانيه هم در نظم آن خلل راه نيافته و چون به اندازه و مقدار حركات آنها معيّن است ، منجّمين مىتوانند از پيش ، سير آنها را حساب كنند ، حتّى سرعت و بطىء و رجعت و استقامت آنها بهطور منظّمى است و
لِمُسْتَقَرٍّ لَها
« 1 » اشاره به ثبات و دوام است ، چنانكه جاى ديگر فرمود :
كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى *
. « 2 » و « 3 »
مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : مستقرّ او منازل او خواست ، گفت : قرار نگيرد تا به منازل نرسد .
علّامه شعرانى : منازل آفتاب همان برجهاى معروف است از حمل تا حوت و لام در
لِمُسْتَقَرٍّ
مانند لام در
لِأَجَلٍ مُسَمًّى *
در بسيار آيات ديگر است . يعنى سير آفتاب اجل و مدّت معيّن دارد و مستقرّ و ثابت و تغييرناپذير ، چنان كه از هزاران سال پيش تاكنون ، آنچه تاريخ آن را در دست داريم ، تغيير نكرده و آن تغييرات كه هم به نظر مىرسد ، باز قاعدهء ثابت و مستقرّ دارد كه منجّمان مىدانند در چه وقت چه تغيير در سير او واقع مىشود . و اينكه گويند : به سخن منجّم اعتبار نيست ، در احكام گويند نه در سير كواكب كه خداوند اجلى معيّن و مستقرّ فرمود . و مؤيد اين تفسير است قوله تعالى :
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ؛
يعنى اين اندازهگيرى خداى غالب و داناست كه فصول و شهور مقدّر فرموده .
بعض گزافگويان زمان ما گويند : مراد از مستقرّ خورشيد ، ستارهء نسر واقع است كه خورشيد به جانب او مىرود ، امّا به نظر ما صحيح نمىآيد . زيراكه مردم آن زمان
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 38 .
( 2 ) . رعد ( 13 ) آيهء 2 ؛ فاطر ( 35 ) آيهء 13 ؛ زمر ( 39 ) آيهء 5 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 482 .