تلقين مىكنند و اگر شنوانيدن آنها محال باشد ، تلقين براى چيست ؟ در جواب گوييم :
مراد اينجا شنيدن با گوش مرده است كه قوّهء سامعه به سبب مرگ از آن و از ساير قوا سلب شده ، مانند كسى كه بيهوش باشد ، هرچه با او سخن گويى ، نمىشنود و اگر اعضاى بدنش قطعهقطعه شود ، هيچ در نمىيابد . و مراد از تلقين ، سخن گفتن با گوش ديگرى است كه نمرده است ، از اين جهت به عربى مكالمه مىكنند با كسى كه گوش او در زندگى هم عربى نمىفهميد . « 1 »
مؤلف : و تو نتوانى شنوانيدن آنان را كه در گورها باشند .
علّامه شعرانى : اگر گويى : چون مردگان در گور سخن پيغمبر و غير او را نشنوند ، تلقين اموات و سخن گفتن پيغمبر با كفّار قليب در جنگ بدر چه معنى داشت ؟ گوييم :
مراد شنيدن سخن به گوش حسّى و دنيوى است كه مردگان از آن محرومند نه به گوش برزخى و آخرتى كه پيوستگى ارواح است و تموّج نفسانى ؛ از اينجهت در تلقين به عربى سخن مىگويند با كسى كه عربى نمىداند . « 2 »
فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ
. « 3 »
مؤلف : ابو الليث آورده كه سابق آن است كه قبل از هجرت ايمان آورده ، و مقتصد آنكه بعد از هجرت و قبل الفتح ، و ظالم آنكه بعد از فتح مكه به دايره اسلام درآمده . و بدانكه اهل تفسير و تذكير و ارباب تحقيق و تدقيق را در اين سه طايفه اقوال ديگر است .
علّامه شعرانى : خلاصهء كلام در آيه كه از تكلّف خالى باشد ، آنكه خداوند مىفرمايد : ميراث كتاب را به بندگان بگزيدهء خود داديم و اين برگزيدگان در امّتهاى سابق انبيا و اوصياى آنان باشند و در امّت مرحومه ائمّهء دين عليهم السّلام و مردم ديگر در
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 442 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 9 ، ص 241 .
( 3 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 32 .