علّامه شعرانى : اين روايت صحيح به نظر نمىآيد ؛ چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در صحّت وحى شكّ نمىكند ؟ و شايد خديجه خود اين توهّم كرد و نزد ورقه رفت . و به مقتضاى اين روايت خديجه عاقلتر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و او را دلدارى كرد . و به مذهب علما - چنانكه شيخ طوسى در عدّه « 1 » گويد - آن حضرت پيش از بعث هم نبى بود و به شريعت خود عمل مىكرد و اهل مكاشفه گويند كه هرگز در صحّت كشف خود شكّ نمىكنند . و در سورهء النجم آياتى چند است در ردّ كفّار كه مىخواستند او را به شكّ اندازند و خداوند ردّ آنها فرمود . « 2 »
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ
. « 3 »
مؤلف : بيافريد آدمى را از خونهاى بسته بعد از نطفه .
علّامه شعرانى : اطبّاى عصر ما گويند : همهء آن نطفه كه در رحم ريخته مىشود ، انسان نمىگردد ، بلكه از زنان تخمى در نهايت خردى جدا مىشود و در رحم قرار مىگيرد كه به چشم نمىآيد و در نطفهء مرد موجودات بسيار كوچكى است كه آنها هم به چشم ديده نمىشوند و داراى سرى مدوّر و دنبالهء درازند و يكى از آنها به تخمى كه از زن جدا شده است ، مىچسبد و جنين از اين دو تكوين مىشود . و گروهى از مردم عصر ما گويند : مراد از علق همان موجود صغير است كه شبيه به زالو يا بچهء ضفدع است . و اللّه العالم . « 4 »
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
. « 5 »
مؤلف : آن خدايى كه بياموزاند نوشتن را به قلم تا علم را به قلم قيد كنند و غايبان را
هامش
( 1 ) . شيخ طوسى ، عدّة الأصول ، ج 3 ، ص 60 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 293 .
( 3 ) . علق ( 96 ) آيهء 2 .
( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 295 .
( 5 ) . علق ( 96 ) آيهء 4 .