وَ جاءَ رَبُّكَ
. « 1 »
مؤلف : و بيايد پروردگار تو . بعضى از محقّقان گفته [ اند ] كه معنى آن است كه بيايد ظهور پروردگار تو به جهت ضرورت معرفت به او در آن روز ، چه ظهور معرفت به شيئى قائم مقام ظهور رؤيت آن شىء است و چون معارف الهى در آن روز بديهى و ضرورى باشد ، پس آن به منزلهء ظهور و تجلّى او باشد مر اهل محشر را .
علّامه شعرانى : ممكن است هرچه دربارهء لقاى پروردگار و نظر به سوى او و امثال اين معنى وارد شده باشد ، حمل بر همين علم ضرورى گردد ؛ چون در آن عالم هيچكس در وجود حقّ تعالى شكّ نخواهد كرد و بديهى خواهد شد . و عادت مردم بر اين است كه بديهىترين چيزها را به ديدن تعبير مىكنند و چون علّت شكّ مردم اين جهان توجّه به حسّ و محسوسات است و اينكه موجود را منحصر در جسمانيّات عالم دنيا مىدانند ، و از اين عالم بسيار تعبير به « ارض » شده . چون زمين
دَكًّا دَكًّا
« 2 » شود و جهان جسمانى فانى گردد ، شكّ در وجود حقّ و ملائكه زائل گردد و جهنّم معاينه مشاهده شود . « 3 »
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
. « 4 »
مؤلف : أي يقال لها عند الموت . عن أبي صالح .
علّامه شعرانى : و الآية تدل على بقاء الروح بعد الموت حتّى يصدق عليه الرجوع إلى ربّه و لو كان ينعدم كالقوى الجسمانيّة لم يكن راجعا إلى اللّه . « 5 »
مؤلف : اى نفس آرام گرفته به ذكر من و فارغ و مستغنى از غير من . . . .
هامش
( 1 ) . فجر ( 89 ) آيهء 22 .
( 2 ) . همان ، آيهء 21 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 423 .
( 4 ) . فجر ( 89 ) آيات 27 و 28 .
( 5 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 489 .