« سميراميس » ملكهء بابل ساخته بود و باغ « ارم ذات العماد » كه ستونها داشت ، اين است . و اگر اين سخن صحيح باشد ، سلاطين كلده و بابل و آنها كه در مركز عراق سلطنت كردند ، از قوم عاد بودند و پيش از اين گفتيم خداوند تعالى آنان را به عظمت و شوكت و بسيارى نعمت وصف كرده و شايد اين قوم سالها در عربستان حكومت داشتند ، آنگاه بر عراق و مصر و شام و غير آن مسلّط گشته . اللّه العالم . « 1 »
مؤلف : گفتند : براى آن ذات العماد خواند ايشان را كه بعضى از ايشان بنا كردند بر ستونهاى محكم بلند ، و عماد و عمد و عمد جمع عمود باشد . وهب بن منبّه روايت كرد از عبد اللّه بن قلابه كه او گفت : مرا شترى گم شد ، به طلب او در بيابان مىگرديدم ، به بيابان عدن افتادم ، شهرى ديدم در آنميان بيابان و حصنى در ميان آن و پيرامن آن حصن كوشكهاى بنا كرده بلند ، گفت : فراز شدم آنجا و گمان بردم كه آنجا كسى هست كه من احوال شتر وى بپرسم . بر در حصن بنشستم ، كسى در نمىشد و بيرون نمىآمد و هيچ حسّى و حركتى نبود . گفت : از اسب فرود آمدم و اسب را ببستم و شمشير بركشيدم و از در حصن دررفتم ، دو بنا ديدم به غايت بلند و محكم .
علّامه شعرانى : در تاريخ بابل آمده است كه ستونها زير بنا برآورده بودند و روى ستونها سقف زده ، روى سقف خاك انباشته بودند و درخت بسيار كشته و باغهاى بلند و معلّق ساخته بودند و آن را از عجائب هفتگانهء جهان مىشمارند و اكنون موافق اوصاف منقول تصويرى از آن باغها كشيده در كتب اروپاييان به طبع رسيده است . و اهل كلده و بابل شعبهاى از قوم عاد بودند .
در يمن قصرهاى قديم بسيار بوده ، مانند قصر غمدان و در اوائل اسلام كهنه شده و بىاهل مانده و رفتن مردى در يكى از آن قصور و كاوش بازماندهء آنان از مردى عرب بعيد نيست و شايد هم چيزى نفيس به چنگ آوردند . چنانكه هنوز از خرابههاى
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 234 .