قديم نفائسى به دست ما مىآيد و مبالغات ديگر كه در اين حكايت آمده است ، عادت ناقلان است و غالبا در اينگونه قصص اتّفاق مىافتد . و قول وهب بن منبّه حجّت نيست . « 1 »
مؤلف : كعب الاحبار باز نگريد ، مرد را بديد ، گفت : هذا و اللّه ذاك الرجل .
علّامه شعرانى : سخن كعب الاحبار را باور نبايد كرد ؛ چون به دروغگويى معروف بوده . و او همان است كه ابو ذر غفارى رحمهم اللّه در حضور عثمان وى را به عصا زد ، براى فتواى غلط كه داده بود و بد گفت و دشنام داد و در كتب انبيا هرچه پيشگويى كرده باشند ، به اين تفصيل نخواهد بود كه كعب الاحبار شخص او را كه وارد آن قصر مىشود ، ببيند و بشناسد . « 2 »
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ
. « 3 »
مؤلف : امير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ كسى كه پرسيد : أين كان ربّنا قبل أن خلق السموات و الأرض ؟ فرمود : اين سؤال از مكان [ است ] و كان اللّه و لا مكان .
مرحوم شعرانى : مكان به هر معنى كه فرض كنيم خداوند تعالى مقدّم بر اوست .
مكان متكلّمين آن است كه سنگينى چيز بر آن تكيه دارد و خداى تعالى هرچيز كه ثقل اشيا بر آن قرار گيرد ، آفريده است .
و به اصطلاح بعضى ، مكان عبارت از فضاى خالى است . و به مذهب صحيح ، فضاى خالى محال است . و حكما گويند : مكان هرچيز سطح باطن جسم حاوى است و آن هم مخلوق است . و گروهى گويند : مكان امر موهوم است . پس « كان اللّه و لا مكان » بههرحال صادق است . « 4 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 12 ، ص 78 .
( 2 ) . همان ، ص 79 .
( 3 ) . فجر ( 89 ) آيهء 14 .
( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 240 .