تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1340

مساهمون:

ص١٣٤٠
حاضر آمدن . آن‌جا كه حمل توان كرد بر گواهى حمل بايد كردن بر آن ، و آن‌جا كه حمل بايد كردن بر حضور كه محتمل آن معنى باشد ، حمل بايد كردن بر آن . علّامه شعرانى : علماى ما چون يكى از ظواهر قرآن و سنت را مخالف عقل دانند ، تأويل كنند و تأويل ظاهر در اين‌گونه امور مخالف شرع يا موجب كفر و ضلال نيست . سخن گفتن قرآن و حجر الاسود و روز عرفه و اعضاى انسان را خلاف عقل دانستند ، آن را به معنى مجازى تأويل كردند و بعضى بنابر تجسّم اعمال و صفات در عوالم آخرت آن را محال ندانستند و تأويل نكردند . « 1 »
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
. « 2 » مؤلف : عبد الرحمن بن ابى ليلى روايت كرد از صهيب كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : پادشاهى بود در امّت سلف و او را ساحرى بود . . . . علّامه شعرانى : و بايد دانست كه اين روايت كه از عبد الرحمن بن ابى ليلى و ديگران نقل شده است ، با اندك اختلاف و حذف پاره‌اى مبالغات در احاديث عيسويان و تواريخ يهود آمده است ؛ چون يهود در عهد روم و يونانيان گرفتار شكنجه و آزار آنان بودند و دولت‌هاى يونان و روم مىكوشيدند آداب و اخلاق خود را كه با دين و شريعت حضرت موسى عليه السّلام مخالف بود ، چنان‌كه عادت اروپاييان است ، در ميان اتباع خود رواج دهند تا نفرت آنان زايل گردد و رام دولت اروپاييان شوند و بىدينان يهودى هم آداب آنها را مىپذيرفتند . امّا اكثر مردم به هيچ‌وجه حاضر نمىشدند و هميشه گرفتار حبس و زجر و قتل و غارت بودند . و نصارا نيز در دولت روم همچنين شكنجه مىديدند تا دين حضرت عيسى عليه السّلام اوج گرفت و روميان مسيحى شدند ، و داستان شكنجه‌هاى آنان و شهادت شهدا بسيار است و كتب نصارى از آنها مشحون . امّا اصحاب الاخدود را بر همهء آنها نمىتوان حمل كرد و مناسب‌تر
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . بروج ( 85 ) آيهء 4 .