همان قصهء ذو نواس است كه يهودى بود و نصاراى نجران را آزار مىكرد . « 1 »
مؤلف : محمّد بن اسحاق بن يسار از وهب منبّه روايت كرد كه مردى ترسا به زمين نجران افتاد و ايشان را به دين عيسى دعوت كرد ، اجابت كردند او را ، ذو نواس اليهودى خبر يافت و لشكرى از حمير برگرفت و آنجا رفت و آن مردمان را مخيّر بكرد ميان سوختن و جهودى ، ايشان اختيار نكردند جهودى را ، خندقها بكندند و آتش در او افكندند و به يك روز دوازده هزار مرد بسوخت . كلبى گفت دوازده هزار مرد بودند اصحاب اخدود .
علّامه شعرانى : اين روايت به نظر صحيحتر مىرسد ، الّا آنكه دوازده هزار نفر مبالغه است . « 2 »
فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
. « 3 »
مؤلف : مروى است كه حقّ سبحانه در شبانهروزى 360 بار در لوح نظر مىاندازد براى احيا و اماته و اعزاز و اذلال و غير آن .
مرحوم شعرانى : چون خداوند همهچيز را مىبيند و هيچ وقت از او پنهان نيست ، به نظر مىرسد كه مراد از اين عدد فقط بيان كثرت است و مقصود از آن مأيوس نشدن بندگان از رحمت الهى ، و اينكه پيوسته از خداى تعالى حوايج خويش را بخواهند تا در هر نظر تازه كه خداوند در لوح مىفرمايد ، بلايى را از آنها دفع و نعمتى افاضه فرمايد ، چنانكه فرمود :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
. « 4 » و « 5 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 12 ، ص 45 .
( 2 ) . همان ، ص 49 .
( 3 ) . بروج ( 85 ) آيهء 22 .
( 4 ) . رعد ( 13 ) آيهء 39 .
( 5 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 209 .