مؤلف : پس البتّه سوگند مىخورم به ستارگان رجوعكننده بعد از رفتن . مراد ماسواى نيّرين است از سيّارات .
علّامه شعرانى : سيّارات كه در قديم مىشناختند ، هفت بود ، چنانكه گفتهاند :
قمر است و عطارد و زهره * شمس و مرّيخ و مشترى و زحل
و از اين هفت ، ماه و خورشيد را نيّرين گويند و ماسواى نيّرين كه پنج كوكبند ، خداوند خنّس فرمود و منجّمين متحيّره گويند ؛ براى آنكه گاهى در مسير خود رجعت مىكنند ؛ مثلا مشترى يك سال برجى را طىّ مىكند ، مثلا برج سرطان را تا نزديك به آخر آن يك مرتبه بازمىگردد و از آخر برج چند درجه به قهقرا مىرود ، باز مستقيم مىشود و مىرود تا برج سرطان را تمام كند و اسد هم نزديك به آخر مىرساند ، يك مرتبه برمىگردد و پس از چندى مستقيم مىشود . و اين معنى بر علماى هيئت و نجوم واضح است . « 1 »
مؤلف :
الْجَوارِ الْكُنَّسِ
روندگان كه پنهان شوندگانند در تحت روشنى آفتاب .
و از حضرت بارفعت امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه مراد به اين نجوم جوارى خمسهاند كه آن را خمسهء متحيّره نيز گويند .
علّامه شعرانى : و آن را علماى نجوم احتراق گويند و آن در اوسط ايّام استقامت است در علويّه . « 2 »
مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ
. « 3 »
مؤلف : يعنى شأندهنده فرمانبرنده شده در ميان ملائكه . يعنى هرچه گويد ، فرمان او برند و از آن جمله در شب معراج خزنهء جنّت را امر نمود تا ابواب بهشت را گشودند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله داخل شد و انواع نعم آن را مشاهده نمود
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 164 .
( 2 ) . همان ، ص 167 .
( 3 ) . تكوير ( 81 ) آيهء 21 .