و خازنان دوزخ را حكم كرد تا درهاى دوزخ را گشودند و حضرت انواع نكال و عذاب آن را بديد .
علّامه شعرانى : و از اين جمله معلوم گرديد كه بهشت و دوزخ هماكنون مخلوقند و آنها كه انكار آن كردند ، به دليل نصّ متمسّك نشدند ، بلكه به عقل خويش اعتماد كردند ؛ چون ندانستند اگر اكنون موجود باشند ، در كجاى اين عالمند .
و ما گوييم : امور آخرت را به خدا بايد گذاشت و آنچه از ظاهر شرع فهميده مىشود ، قبول بايد كرد ؛ چون ما از آن عالم خبر نداريم و عقل را بدان راهى نيست و اعتماد ما به اخبار خدا و پيغمبر است . و شايد آن عالم مزاحم اين عالم نباشد و بهشت در آسمانهاست ، امّا نه چنانكه زنديقى با موشك به آسمان رود آن را ببيند ، چنانكه پيغمبر در شب معراج ديد . « 1 »
وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ . . .
. « 2 »
مؤلف : و نيست پيغمبر بر چيزهاى پوشيده ؛ - يعنى بر آنچه به وحى به دو مىرسد - بخيل ، كه شما را تعليم ندهد و او را از شما بپوشاند .
علّامه شعرانى : چنانكه ابو على بن سينا در اشارات « 3 » گويد : بسيارى از مردم براى آنكه مردم آنان را سخريّه نكنند ، از گفتن پارهاى عقايد خوددارى مىكنند . مثلا خوابها ديدهاند و علنا تعبير شده و اعتقاد به وجود عالم غيب دارند ، امّا با مردم نمىگويند . و همچنانكه او گفته است ، ما نيز بسيار ديدهايم در دعاها و توسّلات و نذرها چيزها ديدهاند و نمىگويند از ترس انكار و استهزاى مردم و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آنچه ديده بود از جبرئيل و مأمور به گفتن آن بود ، مىگفت . « 4 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 165 .
( 2 ) . تكوير ( 81 ) آيهء 24 .
( 3 ) . اشارات ، ج 3 ، ص 413 .
( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 167 .