است . و چون نفس انسان محاط به اين سه قوّه است و اين سه قوّه راه انسان است به عالم جسمانى و روح چون بهسبب آنها مربوط به اين عالم است ، از عالم روحانى غافل است ؛ چون به تجربه معلوم گرديده است كه نفس به هر جانب متوجّه باشد ، از جانب ديگر غافل است و تجسّم اين حالات در آخرت آن است كه خداوند فرمود . « 1 »
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
. « 2 »
مؤلف : پس به كدام پس از قرآن مىگرويد ؟
علّامه شعرانى : آنكه به قرآن ايمان نياورد ، به هيچ عقيده و اصلى نبايد ايمان آورد ؛ چون احتجاجات در قرآن از همه واضحتر است ؛ مثلا در توحيد به ادلّهء بسيار تمسّك فرموده است از مشاهدهء عجايب قدرت و دقايق حكمت كه در موجودات به كار رفته و هم به ادلّهء عقلى و ذوقى كه ساير كتب از آن خالى است .
و در نبوّت هم به قرآن اخبار آينده و ادلّهء ديگر پيغمبرى حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله را ثابت فرموده . و ادلّهء قرآن در معاد از هر كتابى بهتر است ؛ زيرا اولا آن را به تجسّم محقّق و ثابت فرموده است ؛ چون مردم غير جسم را خيال و موهوم مىدانند و در قلب آنها وقعى ندارد و دليل آن را هم واضحتر از همه بيان كرده است ؛ از جمله آنكه بسيار اخبار از آينده داد و واقع شد ، البتّه قيامت و حشر و نشر هم واقع مىشود . چون تأكيد در آن بيش از ساير وقايع فرمود . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 119 .
( 2 ) . مرسلات ( 77 ) آيهء 50 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 123 .