كان مؤمنا أو كافرا و ليس الاعتقاد بإيمانه جزء من الاعتقادات الدينيّة و لا الاعتقاد بكفره موجبا للكفر . و إنّما يجب الإمساك عن كثير من الأمور تأدبّا مع الإخوة المؤمنين و تنزها عمّا لا يعنى .
و نختم الكلام بما نسب إلى الشافعي :
أمن غيره زوّجت فاطمه ؟ * أفي غيره هل أتى هل أتى ؟
مؤلف : يعنى شراب را بياميزند به زنجبيل بهشت كه بسيار طرب آرنده و لذّت بخشنده است و اين غير زنجبيل دنياست ، چنانكه از ابن عبّاس مروى است كه هرچه ياد كرده است خداى تعالى در قرآن از آنچه كه در بهشت است و آن را نام نهاده ، مثل آن در دنيا نيست ، و ليكن او - سبحانه - نام نهاده است آن را به اسمى كه معروف و مشهور است .
علّامه شعرانى : شايد مقصود ابن عبّاس آن باشد كه ماهيّت آنها با ماهيّت اشياى دنيوى يكى است ، امّا در صفات فرق دارند ، چنانكه گفتيم . امّا از ظاهر كلام وى مستفاد مىشود كه هيچيك در ماهيّت هم با اشياى دنيوى يكى نيست ، خداوند نامى از اشياى دنيا بر آنها انتخاب كرده است .
امّا بعض علما اين كلام را از ابن عبّاس نمىپسندند و مىگويند : اين اسامى را بايد حمل بر ظاهر كرد ، وقتى خداوند در قرآن مىفرمايد : ميوه و انار و خرما و لباس سندس و استبرق و ساير امور ، بايد حمل بر همان معنى دنيوى كرد .
و بعضى گفتهاند : هركس اين الفاظ را بر غير اين ماهيّات دنيوى حمل كند ، مىگويد : انبيا مردم را فريب دادهاند - نعوذ باللّه - . امّا اين كلام صحيح نيست ؛ زيرا كه انبيا خود فرمودند : نعم بهشتى قابل قياس با نعم دنيوى نيست ، مانند آنكه كسى به فقيرى وعدهء طعام دهد ، ذهن فقير به نان و خرما رود ، امّا او را بر سر سفرهاى برد كه همه نوع طعام لذيذ موجود باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 107 .