بر تجرّد روح ، يعنى جسمانى نيست . « 1 »
أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى
. « 2 »
مؤلف : هر آينه قادر خواهد بود بر اعادهء آن بعد از موت براى مجازات اعمال و مكافات افعال .
علّامه شعرانى : چنانكه گفتيم ، انكار كفّار راجع به بقاى روح است و به دليل اينكه اعادهء همان شخص اوّل را منكر بودند نه امكان خلق يك انسان جديد از خاك انسان قديم تدريجا ، چنانكه خاك آن انسان قديمى گياه شود و نطفه و علقه و مضغه و انسان تازه از آن به وجود آيد .
و نيز مىدانستند از بدن مرده كرم و حشرات توليد مىشود و كسى حقّ ندارد اين كرم و حشرات به مجازات معاصى آن ميّت عذاب كند ، بلكه منكر بودند كه بدن اموات زنده شود و همان روح گناهكار به تن بازگردد ؛ زيرا كه وجود اين روح را انكار مىكردند و همهء آيات قرآن را كه براى زنده شدن مردگان احتجاج مىفرمايد ، راجع به بقا و عود روح اوّل است و بزرگترين مطالب عقلى هم اثبات بقاى روح و عود اوست . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 89 .
( 2 ) . قيامت ( 75 ) آيهء 40 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 92 .