تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1292

مساهمون:

ص١٢٩٢

سورهء مبارك قيامت

وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
. « 1 » مؤلف : و البتّه سوگند ياد مىكنم به نفس ملامت‌كننده . مرحوم شعرانى : نفس در اين‌جا با اصطلاح حكما موافق است ؛ يعنى همان روح انسان كه مناط شخصى اوست ؛ مثلا زيد عبارت است از روح او كه عقايدى دارد و چيزهايى مىداند و اخلاق و عاداتى دارد و بالجمله ، خود اوست . اگر خون او را از رگ‌هايش بيرون آورند و به تدريج خون ديگر به جاى آن تزريق كنند ، باز حسّ مىكند كه خود اوست و همه اجزاى بدن او تبديل مىشود ، باز خود اوست . و اگر فرض كنيم او فوت كند و خداوند از بدن او انسان يا حيوان ديگر بيافريند با روح جديدى ، اين حيوان يا انسان غير اوّلى است ؛ چون روح او جديد است و آن عقايد و افكار و عادات و اخلاق كه انسان اوّلى داشت ، اين ندارد . و در حشر و قيامت شرط است كه همان روح باقى باشد و همان بازگردد . « 2 »
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ
. « 3 » مؤلف : أي أنّه لن نعيده إلى ما كان أوّلا عليه خلقا جديدا بعد أن صار رفاتا فكني عن
هامش
( 1 ) . قيامت ( 75 ) آيهء 2 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 78 . ( 3 ) . قيامت ( 75 ) آيهء 3 .
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1292 | غياثى كرمانى / أبو الحسن الشعراني