و آنچه از آيات معلوم مىشود ، خلقت آنها از آتش است ، نه مانند ملائكه نور و نه مانند حيوان از خاك ، بلكه از آتش كه نورى است آميخته و چون در انسان نمونه از هر موجود هست ، عقل محض در وى نمونهء ملائكه است كه همه به خير و نيكى و دانستن حقايق مىخواند و طبيعت در وى بىشعور است ، مانند خاك و مادّه .
امّا قوّهء واهمه كه شهوت و غضب و ساير عواطف در تدبير وىاند نظير شيطان است ، هم روشنى دارد ، مانند آتش يعنى شعور دارد و مانند عقل نور محض نيست .
گاهى مانند جنّ مؤمن اطاعت عقل مىكند و شهوت و غضب را تابع عقل مىگرداند و گاه طبيعت غلبه مىكند و آنگاه شيطان مارد است . موجودى كه در عالم كبير نظير قوّهء واهمهء عالم صغير باشد ، جنّ است . « 1 »
مؤلف : مفسّران گفتند : اينان نه كس بودند از جنّيان نصيبين كه گوش به قرائت رسول صلّى اللّه عليه و آله كردند و قصّهء ايشان برفته است .
علّامه شعرانى : تحقيقات علمى بزرگان علما غالبا در تفاسير فارسى نيامده است ؛ چون تفسير فارسى را براى عامّه نوشتهاند ، به قصص و حكايات اكتفا كرده و گاهى احكام فقه و ادب را نيز افزودهاند . امّا در تفاسير عربى همهگونه مطلب علمى هست ، خصوصا در تفسير امام فخر رازى و نيشابورى .
از جمله اقوال علماى اسلام دربارهء جن و شياطين ، نيشابورى گويد : آنان از موجودات مجرّدند نه جسمانى و نه متحيّز . و اگر هم جسم لطيف باشند ، لازم نيست ضعيف باشند و كار سخت نتوانند . و دليل وجود آنان قول انبيا عليهم السّلام . و نيز گويند : جنّيان اصلا مجرّدند ، مانند انسان ، و شايد تعلّق به اجزاى عنصرى گيرند ، مانند آتش ، و آن آتش كه جنّ از آن خلق شده ، جسم اثيرى و لطيف باشد . و گويد : خلاف است كه شياطين و جنّ دو نوعند يا يك نوعند با اختلاف عوارض : اشرارشان را شيطان گويند و معتدّلان را جنّ . و اللّه اعلم . « 2 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 28 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 11 ، ص 284 .