مطلع لا تعود إليه إلى قابل ، عن ابن عبّاس .
علّامه شعرانى : يمكن أن يكون ابن عبّاس تفطّن لهذه الدقائق بفطنته و ذكائه أو أخذها عن أمير المؤمنين عليه السّلام أو عمل فيه السببان ، و مع ذلك فيجب تقييد كلامه و ذلك لأنّ مطلع الشمس يميل نحو الشمال من أوّل الجدي إلى أوّل السرطان ثمّ إلى الجنوب من أوّل السرطان إلى أوّل الجدي ، فيمرّ كلّ ستّة أشهر على مشارق الستّة الأشهر السابقة ، فقوله « لا تعود إليه إلى قابل » ينبغي أن يكون إلى ستّة أشهر قابلة لا إلى عام قابل . « 1 »
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً
. « 2 »
مؤلف : روزى كه بيرون آيند از گورها در حالتى كه شتابكنندگان باشند به اجابت اسرافيل .
علّامه شعرانى : اين تأويل از زنده شدن پس از مردن است ؛ چون گور جاى مردگان است و بيرون گور جاى زندگان و چون گويند : از گور بيرون آمد ، معنى اين باشد كه از موت به حيات آمد ، چنانكه گويند : از مكتب بيرون آمد ، يعنى از نوشتن و خواندن فراغت يافت . پس اگر كسى گويد : غالب مردگان تا قيامت در قبر نمىمانند و بسيارى از كفّار مردگان خود را مىسوزانند و يا اصلا دفن نمىكنند يا خوراك حيوانات مىشوند و قبرستانها را پيوسته زيرورو مىكنند ، جواب آن باشد كه مراد زنده شدن است نه بيرون آمدن از گور حقيقتا . « 3 »
مؤلف : گفت : ياد كن آن روز كه بيرون آيند از گورها شتاب زده .
علّامه شعرانى : كنايت است از زنده شدن مردگان ، نه آنكه مردم حقيقتا از گور بيرون آيند ؛ چون اكثر مردم ، الّا نادر ، در گور نمىمانند و اجساد آنها پراكنده مىشود و
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 358 .
( 2 ) . معارج ( 70 ) آيهء 43 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 11 ، ص 263 .