تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1269

مساهمون:

ص١٢٦٩
به اتّفاق و قضيهء غدير در آخر عمر حضرت رسالت در مدينه بود . « 1 »
مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ
. « 2 » مؤلف : عذاب از جانب خداست ، آن خدايى كه خداوند درجه‌هاى بلند است . علّامه شعرانى : مراتب وجود غير متناهى است ، از ضعيف‌ترين موجود است تا آن موجود كامل كه هيچ ضعف و امكان در آن راه ندارد و آن خداى تعالى است و آن درجات مادون او همه مخلوق اويند ؛ پس اوست صاحب اين معارج . و انسان نيز در سيروسلوك خود بعضى مدارج كمال را طى مىكند و مراتب فرشتگان هم از اين معارج است . و اين تفاسير به هم نزديك است . « 3 »
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ . . .
. « 4 » مؤلف : ملائكه و روح عروج مىكنند و صعود مىنمايند سوى عرش خدا كه مهبط اوامر الهى است در روزى كه هست اندازهء آن پنجاه هزار سال از سال‌هاى دنيا . در نزد بعضى مراد به يوم ، روز قيامت است . مرحوم شعرانى : از اين مستفادّ مىگردد كه روز قيامت روز عروج ملائكه و روح است سوى خداى تعالى ؛ چون آن روز فناى دنياست . و ملائكه كه براى تدبير امور دنيا مأمور به نزول بودند ، چون مشيّت الهى به فناى آن تعلّق گرفت ، همه متوجّه عالم خود شوند و از دنيا عروج كنند . و آن روز را هم يوم ناميد و هم پنجاه هزار سال و در آيه ديگر فرمود :
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 11 ، ص 261 . ( 2 ) . معارج ( 70 ) آيهء 3 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 5 . ( 4 ) . معارج ( 70 ) آيهء 4 .