أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
. « 1 » و در آيهء ديگر قيامت را به يك چشم به هم زدن تعبير فرمود ؛ براى آنكه حقيقت زمان دنيوى مبنى بر سير فلك و كواكب در آنجا نيست و به هر اعتبارى از آن تعبيرى فرمود و نسبت به هركس مقدارى است . براى بيان كثرت درجات و معارج به هزار و پنجاه سال تعبير فرمود و به اعتبار سهولت بر مؤمنان يك لحظه است و هكذا .
و چون قيامت عالم ديگر است و دنيا عالم ديگر و هر عالم حكمى خاصّ به خود دارد ، اين احتمالات كه گفتيم ، بعيد مىنمايد و مسلمان بايد به ظاهر آنچه كه وارد شده است ، اقرار كند و حقيقت را به خدا واگذارد . « 2 »
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً * وَ نَراهُ قَرِيباً
. « 3 »
مؤلف : كافران اين روز را دور مىبينند و ما آن را نزديك مىبينيم ، براى آنكه هرچه آمدنى باشد ، نزديك بود .
علّامه شعرانى : اين تأويل نيز دليل آن است كه قيامت را دور مىبينند و حقّ آن است كه نزديك است و زمان ميان مرگ و قيامت در دنيا گسترده و گشوده و در عالم آخرت در نور ديده است . « 4 »
فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ
. « 5 »
علّامه شعرانى : قوله :
فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ
المعنى ممّا يقضى به الشهوة و ينزل به المني فيشمل التفخيذ و الاستمناء باليد ، و حفظ الفرج يشمل الحفظ عن كلّ
هامش
( 1 ) . سجده ( 32 ) آيهء 5 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 5 .
( 3 ) . معارج ( 70 ) آيات 6 و 7 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 11 ، ص 263 .
( 5 ) . معارج ( 70 ) آيهء 31 .