نكردهاند ، مفوّضه است . و از كتاب رياض « 1 » مستفادّ مىگردد [ كه ] چنين قول موجود نيست . مگر شهيد ثانى در مسالك « 2 » احتمال داده است و فتوا برطبق آن نداده . و البتّه اعتماد بر سخن مقداد است و صاحب رياض بر آن واقف نشده است . « 3 »
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ . .
. « 4 »
مؤلف : در انوار گفته كه اصحاب ما به اين احتجاج آوردهاند بر آنكه نكاح منعقد نمىشود به لفظ هبه .
علّامه شعرانى : عقد نكاح به لفظ هبه جائز نيست ؛ چون بخشش در لغت يك معنى دارد و نكاح يك معناى ديگر و دو لفظ مترادف نيستند تا يكى به جاى ديگرى جايز باشد ، هرچند نتيجهء هردو يكى است . و نيز گوييم : عقد نكاح بىذكر مهر صحيح است و پس از دخول رجوع به مهر المثل مىشود و اگر نكاح به لفظ هبه واقع مىشد چنين مىگفتيم ، امّا اصلا اين لفظ در نكاح مؤثّر نيست . « 5 »
[ باز در همين زمينه مؤلف مىگويد : ] نزد حنفى جايز است وقوع نكاح به لفظ هبه مر غير پيغمبر را .
علّامه شعرانى : چون به اتّفاق اهل اسلام نكاح به رضايت زوجين كافى نيست و هر لفظى كه دلالت به رضاى آنان كند ، در شرع اسلام صحيح نيست ، از اين جهت ابو بكر رازى « 6 » كه خود از علماى حنفى است ، نكاح به لفظ اجاره را منع كرد . پس هبه نيز جايز نباشد ؛ چون دلالت بر نكاح نمىكند و دال بر رضاست . « 7 »
هامش
( 1 ) . رياض المسائل ، ج 7 ، ص 165 .
( 2 ) . شهيد ثانى ، مسالك الأفهام ، ج 1 ، ص 51 ، كتاب الطلاق .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 342 .
( 4 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 50 .
( 5 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 344 .
( 6 ) . احكام القرآن ، جصاص ، ج 3 ، ص 480 .
( 7 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 343 .