و تلخ ، در حالتى كه به يكديگر مىرسند و سطوح آنها به هم تماس مىكنند و آن بحر فارس و روم است كه در محيط به يكديگر ملتقى مىشوند . ميان اين هر دو دريا حاجزى و پردهاى است از قدرت خدايا مانعى است از جزائر كه بهسبب آن افزونى نمىجويند بر يكديگر .
مرحوم شعرانى : اين دو دريا هردو شورند و با يكديگر ملاقات نمىكنند و بين آنها برزخ و مانعى كه از آميزش آنها مانع شود ، نيست و بهتر اين است كه مثل بحر الروم و درياى احمر مثل بزنيم كه در سويس نزديك به هم مىشوند و قطعهء زمين باريكى برزخ ميان آنهاست و مانع امتزاج ، و فايدهء آن سهولت امر مسافرت است ميان آفريقا و آسيا .
شيرين و شور در قرآن نيست و دريايى بدين صفت كه مؤلف مىگويد مردم نمىشناسند تا خداوند به وجود آن بر ايشان احتجاج فرمايد و آن مثال كه ما گفتيم ، بهتر است . و در سورهء بنى اسرائيل نظير آن گذشت . « 1 »
بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ
. « 2 »
مؤلف : حسن گفت : درياى روم و هند است و ولايتهاى ما حائل است ميان ايشان .
علّامه شعرانى : به قول حسن بصرى ، خداوند تعالى بر مردم منّت نهاد كه از ميان درياها خشكى پديد آورد تا در آن ساكن شوند ، يعنى در آغاز ، درياها باهم آميخته بودند و روى زمين همه آب بود بىخشكى ، آنگاه خشكىها از ميان آب برآمد و خداوند بدين حالت كه اكنون هست ، و خشكىهاى زمين از ميان آبها بيرون آمده و مانع آميزش درياها باهم گرديده است تا براى مردم مسكنى باشد ، بر آنها منّت نهاد و لازم نيست نعمت و منّت بر عجائب و خرق عادات باشد ، چنانكه در آيهء ديگر
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 121 .
( 2 ) . الرحمن ( 55 ) آيهء 20 .