خادم باشد ، بر خلاف دنيا . « 1 »
أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بَلْ لا يُوقِنُونَ
. « 2 »
مؤلف : بل ايشان را هيچ علمى و يقينى نيست ، همه شكّاك و متحيّرند .
علّامه شعرانى : منكرين توحيد سخن به ظنّ و تخمين گويند نه از روى يقين ، و خودشان فرق ميان ظنّ و يقين نمىگذارند و تميز نمىدهند كه به ظنّ نبايد اعتماد كرد . « 3 »
فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
. « 4 »
مؤلف : آنكه از ايشان اين شنيده است ، حجّتى روشن بياورد .
علّامه شعرانى : خلاصهء اين آيات آنكه مردم عاجز و جاهل كه از هيچچيز خبر ندارند و به اسرار وجود واقف نيستند و در عوالم ملكوت سير نكرده ، نبايد هرچيز نديده را انكار كنند و اگر از عالم باطن واقفند بايد دليلى بياورند ، مانند آنكه در شهرهاى زمين نگشته و جايى را نديده است ، انكار شهرهاى نديده كند و اگر مدّعى است همهجا را گشتهام و شهرى نديدم ، دليلى بياورد و چگونه جهّال عرب عالم آخرت و ملائكه و خدا و غيب را ناديده انكار مىكنند . « 5 »
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
. « 6 »
مؤلف : يا به نزديك ايشان علم غيب است كه ايشان از اينجا مىنويسند تا دعوى
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 319 .
( 2 ) . طور ( 52 ) آيهء 36 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 321 .
( 4 ) . طور ( 52 ) آيهء 38 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 322 .
( 6 ) . طور ( 52 ) آيهء 41 .