خانه آنهاست و جسم آن هم از جنس اجسام ملائكه است و ممكن است با گردش آسمان از محاذات كعبه خارج نشود ، مانند نورى كه بر آب جارى افتاده ؛ هرچه آب برود ، آن نور بر جاى خود باقى است . و مولوى گويد :
شد مبدّل آب اين جو چند بار * عكس ماه و عكس اختر برقرار
آنكه محاذى عالم روحانى است ، در انسان قلب است به منزلهء بيت المعمور و پيوسته محاذى آن عالم است و به حركت انسان در امكنهء جهان تغيير جهت نمىدهد .
يعنى در زمين است نه در آسمان . روايات در محلّ بيت المعمور ، اگر در آسمان باشد ، مختلف است در آسمان اوّل يا چهارم يا هفتم و علّامه مجلسى « 1 » فرموده است :
جمع بين اخبار بر فرض صحّت آنها به اين است كه در همه باشد ؛ چون هرچيز در عوالم مختلف صورتهاى مختلف دارد كه همهء آنها حقيقتند . و فندرسكى « 2 » گويد :
« صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى » . « 3 »
وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ
. « 4 »
مؤلف : از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كردند كه گفت : مراد دريايى است در زير عرش ، قعر و عمق او چندان است از هفت آسمان تا به زير هفت زمين ، در او آبى است ، سطبر او را بحر الحيوان گويند .
علّامه شعرانى : اين عالم كه ما مشاهده مىكنيم ، عالم شهادت باشد و ذاتا جامد است . حيات كه در نباتات و حيوانات مىبينيم ، از غيب بر اين اجسام تافته ، لذا چون روح زندگى از اين اجسام اعراض كند ، زود از هم مىپاشند و پراكنده مىشوند و جسمى كه هفتاد سال در بدن انسان زنده بود و كار مىكرد ، به يك روز كه جدا گردد ،
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 82 ، ص 244 ، ح 1 .
( 2 ) . اكبر هادى ، شرححال ميرداماد ، ميرفندرسكى ، ص 66 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 312 .
( 4 ) . طور ( 52 ) آيهء 6 .