ندارد ؛ چون خداى تعالى فرموده :
بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ
از اين جهت ، تبرّك و استشفاع و حاجت خواستن نزد قبر آن حضرت و مسّ و بوسيدن آن را نامشروع مىشمارند . و اصل اين از كينهء مشركين مكّه و طلقاى قريش است نسبت به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و چون مىديدند مردم احترام از قبر آن حضرت مىكنند و خود را به خاك قبر مىمالند و تبرّك مىجويند متحيّر مىشدند و منع مىكردند و زهاد سادهلوح كه از علل اين امور آگاه نبوده آن را مىپذيرفتند و بهانههاى ايشان را باور مىكردند نظير اصرار آنان به كفر ابو طالب براى شكستن علويين و احترام عاشورا .
و سبكى از علماى شافعيه است به اسناد از مطلّب روايت كرده كه مروان حكم در مسجد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و ديد مردى روى قبر مطهّر افتاده و زارى مىكند . گردن او را از پشت گرفت و گفت : مىدانى چه مىكنى ؟ مرد روى به دو كرد و گفت : آرى مىدانم ، به زيارت سنگ و خشت نيامدهام بلكه به زيارت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمدهام . اى مردم ، بر دين گريه نكنيد آن هنگام كه اهل دين والى دين شوند ليكن آنوقت گريه كنيد كه غير اهل دين والى گردد . و مطلّب گفت : آن مرد ابو ايّوب انصارى بود . انتهى .
مروان حكم همان بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پدرش را از مدينه بيرون كرد و اجازت نفرمود بازآيد و پايمردى عثمان را دربارهء او نپذيرفت و ابو بكر و عمر هم اجازه ندادند تا به عهد خلافت عثمان ، عثمان او را اجازه داد . چنين كسى البته راضى نيست مردم از قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله احترام كنند . و در كتاب وفاء الوفاء از بلال روايت كرده كه از شام به زيارت قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و روى خود را بر قبر ماليد . و اين شعر از حضرت فاطمهء زهرا عليها السّلام معروف است .
ما ذا على من شم تربة احمد * ان لا يشم مدى الزمان غواليا
و هم گويد : ابن عمر هرگاه زيارت قبر مىكرد دست بر آن مىنهاد . و ابن حجر عسقلانى مىگويد : از مشروعيت بوسيدن حجر الاسود معلوم مىگردد هرچه مستحق تعظيم باشد آدمى و غير آدمى بوسيدن آن جايز است و محب الدين طبرى گويد : بوسيدن قبر و مس آن جايز است و عمل علما و صلحا بر اين بود و