و اعترض المحدّث البحراني في لؤلؤة البحرين على المصنّف بأنّه لم يرد في كتابه من تفسير أهل البيت إلّا قليلا ، و هو غلط فإنّي لم أرشيئا ممّا نقلوه إلّا نقل من ترك القليل ممّا يقطع بكذب ناقله أو كان مخالفا لصلاح معشره و هو نادر جدّا . « 1 »
إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ
. « 2 »
مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : منافقانند كه به منزلت مؤمنانند در ظاهر ؛ چون باهم خالى شوند با سر كفر شوند .
علّامه شعرانى : پيش از اين چند بار گذشت كه اگر كافر ايمان آورد ، مستحقّ ثواب است ، و اگر مرتدّ شود ، چون كافر است ، به بهشت نرود و چون مؤمن بوده است ، بايد به بهشت رود ، و جمع بين اين دو ممكن نيست و احباط باطل است . يعنى كفر استحقاق ثواب ايمان را از ميان نبرد .
و اگر گويند : هم به بهشت رود براى دريافت ثواب و هم به دوزخ براى عقاب ، گوييم : اگر اوّل به دوزخ رود ، پس از آن به بهشت و دائما در بهشت باشد ؛ چون با كفر و ارتداد مرده است ، ممكن نيست و اگر براى درك ثواب اوّل به بهشت رود ، پس از آن به دوزخ ، آن عيش بهشت كه مىداند عاقبت آن آتش است ، ثواب نخواهد بود .
و اگر كسى گويد : ثواب ايمان را در عذاب دوزخ به او بچشانند ، مانند ثواب ديگر اعمال خير كه از كافر صادر مىشود ، گوييم : ثواب ايمان حقيقى به خدا ، ثواب دائم است و نعمت در ميان عذاب ، ثواب ايمان نتواند بود . عقلا نيز ممكن نيست كسى به چيزى يقين كند ، آنگاه در آن شكّ نمايد و در تجربه هم ديده نشده است . و شرح اين در محلّ مناسب ديگر در همين نزديكى بيان خواهد شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 104 .
( 2 ) . محمّد ( 47 ) آيهء 25 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 191 .