فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ . . .
. « 1 »
مؤلف : معنى آن است كه در بهشت جوىها [ است ] از آبى كه متغيّر نيست ؛ يعنى رنگ و طعم و بوى آن از حالت اصلى و خلقى خود تغيير نيابد ، بر خلاف آب دنيا كه تغييرپذير مىشود .
علّامه شعرانى : اگر گويى : نهرهاى بهشتى از مايعات طبيعى است يا مصنوع ؟ اگر طبيعى است ، چرا خمر را ذكر فرمود ؟ و اگر طبيعى و مصنوع هردو است ، بسيار مايعات و شربتهاى مطبوع و صناعى باشد كه نام نبرده است ، در جواب گوييم :
اثبات اين چهار ، نفى بيش از آن را نمىكند و فرمود :
وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ
« 2 » و ذكر آن چهار براى شهرت و معروفيت آنهاست . و در تأويلات محيى الدين هريك از انهار را تشبيه به چيزى كرده . آب تغيير نكرده را به معرفت حقيقى كه مايع حيات است و همه بدان نيازمندند ، و شير را به افعال نيكو و تهذيب خلق كه مانند شير ناقصان را مىپروراند ، و خمر با مزهء شور ، محبّت صفات و ذات است در دل بالغان ، و عسل مصفّى ، حلاوت واردات قدسى است در دل سالك مريد ، و اين قبل از شراب محبّت است .
مؤلف : براى آن گفت كه لذّت خورندگان باشد كه خمر اهل دنيا تلخ باشد . « 3 »
علّامه شعرانى : تأييد آن مىكند كه گفتيم اين الفاظ خمر و لبن و غير آن ، مثل آنهاست كه در بهشت است نه نوع آن . چنانكه جاى ديگر در وصف خمر فرموده :
لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ
« 4 » نه خمار دارد و نه مستى . « 5 »
هامش
( 1 ) . محمّد ( 47 ) آيهء 15 .
( 2 ) . زحرف ( 43 ) آيهء 71 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 344 .
( 4 ) . واقعه ( 56 ) آيهء 19 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 186 .