و از اجسام مادّى متغيّر و متأثّر گردند و واسطهاند ميان انسان و ملائكه . و كار آنان هم نه مانند كار ملائكه محكم و با نيروى عظيم است كه آسمانها و زمين را حركت دهند و نه مانند انسان سست و ضعيف ، و توانند مانند تخت بلقيس را از يمن به شام آورند و هكذا . « 1 »
وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 2 »
مؤلف : اين آيه دلالت صريح دارد بر آنكه آن حضرت همچنانكه بر انس مبعوث بود ، بر جنّ نيز مبعوث بود و هيچ پيغمبرى را بر جنّ و انس مبعوث نگردانيد مگر خاتم انبيا را .
علّامه شعرانى : و هم دلالت دارد بر آنكه انسان از جنّ اشرف است و او مىتواند جنّ را هدايت كند و مستقيم سازد و جنّ نمىتواند جنس خود را به راه آورد . و شبيه اين ، قوّهء عاقله است در انسان با قوّهء واهمهء وى ، چون واهمه براى مصالحى در او خلق شده است و اگر عاقله بر او مسلّط باشد ، در راه صحيح و مصلحتى كه خدا مراعات فرموده ، به كار مىافتد و اگر عاقله نباشد ، خود واهمه خويش را اصلاح نخواهد كرد .
مثلا حبّ زن و بچه واهمه است و ترس از مرگ و فقر هم از اوست و خشم بر دشمن نيز از واهمه است و همچنين امورى كه قوام امر انسان بدانهاست ، حتّى لذّت از سبزه و آب و گل براى رغبت اوست در زراعت . و اين واهمه كه مبدأ اين همه صفات است ، و اگر در تدبير عقل باشد ، مانند جنّى است كه به پيغمبر انسى ايمان آورده و اگر به راه خود تازد ، مانند شيطان مارد است و سبب همهء معاصى و ظلمها و فتنهها . نعوذ باللّه منه . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 331 .
( 2 ) . احقاف ( 46 ) آيهء 32 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 332 .