تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1163

مساهمون:

ص١١٦٣
اهل بهشت است ، الّا عبد اللّه سلام را . علّامه شعرانى : سعد وقّاص خود از عشرهء مبشّره است ، و از اين روايت معلوم مىشود كه اصل حديث بشارت اين ده تن به بهشت صحيح نمىباشد . و روايت سعد وقّاص را ابن عبد البرّ در استيعاب نقل كرده ، گويد : اين حديثى است ثابت و صحيح و كسى را در آن سخنى نيست . « 1 »
وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ
. « 2 » مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : احقاف نام واديى است ميان عمّان و مهره . مقاتل گفت : منازل عاد به يمن بود در حضرموت ، به جايى كه آن را مهره گويند ، كه اشتران نيكو را به آن‌جا نسبت كنند ، مهرى گويند . علّامه شعرانى : ميان علما در منازل قوم عاد اختلاف بسيار است و به تحقيق معلوم نيست كجا بودند . و در سورهء شعرا گذشت كه قوم عاد در جايى مىزيستند كه آب و بركه بود ، استخرها مىساختند و بر سر بلندىها براى خوشگذرانى عمارت مىكردند و ارم ذات العماد از بناهاى آنان بود . بالجمله ، مردمى مرفّه و متمدّن و ثروتمند بودند و در حضرموت چنين زندگانى بعيد مىنمايد . به كلده و بابل بيشتر مناسب است . ارم ذات العماد هم ظاهرا در بابل بوده است . و اللّه العالم . و طبرى نيكو گفت : جايز است كوهى در شام باشد و جايز است واديى ميان عمّان و حضرموت و جايز است شحر باشد . در دانستن آن عمل به فريضه نيست و در جهل آن هم ترك واجبى نيست ، هرجا بود ، صفتش اين بود . « 3 » مؤلف : كلبى گفت : احقاف كوهى است كه آب از او به مأزمين شود . علّامه شعرانى : مأزمين حدّ ميان مشعر الحرام و عرفات است . و در معجم البلدان
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 152 . ( 2 ) . احقاف ( 46 ) آيهء 21 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 165 .