تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1161

مساهمون:

ص١١٦١
عدالت است . علّامه شعرانى : خلقت آسمان و زمين مطابق حكمت و مصلحت است و غايت همه ، انسان‌ها ؛ چون عاقل است و اشرف و تعقّل نمىشود همه‌چيز بىهيچ حكمت و غايت آفريده شود . « 1 »
وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
. « 2 » مؤلف : و هلاك نمىكند ما را مگر مرور زمان ؛ يعنى گردش ليل و نهار ، و مرور روزگار مؤثّر است در هلاك انفس ما ، نه آن‌كه ملك الموت به فرمان خدا قابض ارواح ما باشد . علّامه شعرانى : دهريّه گروهى از مردمند كه به مبدأ و معاد معتقد نيستند و موجود را منحصر در همين عالم حسمانى دانند و در عصر ما بسيارند و چون خود را خردمند و هوشيار مىدانند و مردم ديندار را نادان و گول و خرافى ، خداوند آنها را به جهل وصف فرمود كه
ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ ؛
آنان را دانشى نباشد و جز پيروى گمان نكنند و علّت آن است كه نايافتن را دليل نيستى گيرند با اين‌كه « عدم الوجدان لا يدلّ على عدم الوجود » ؛ يعنى اگر چيزى به حواسّ ادراك نشد ، دليل نبودن آن نيست . و دهريّان گويند : چون ما خداوند و ملائكه و عالم غيب و روح مجرّد و عالم آخرت را نديده‌ايم ، پس اينها موجود نيستند . و انسان عاقل اگر چيزى را نديد ، بايد احتمال بدهد موجود است و او نديده است . پس دهريّان در عقيدهء خويش علم ندارند ، بلكه به گمان متمسّك گشته‌اند و جزم مخالف واقع ، چون از روى دليل صحيح نباشد ، ظنّ است . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 299 . ( 2 ) . جاثيه ( 45 ) آيهء 24 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 301 .