ديگر . بلكه ظاهر آيهء كريمه آن است كه چرا گروهى بيرون نمىروند از هرقوم تا همين بيرونروندگان فقه آموزند و سوى قوم خود بازگردند ، امّا علّت عدول از اين تفسير آن است كه مبدأ سفر را مدينه فرض كردند و آنكه مىخواست فقه آموزد از مدينه بيرون نمىرفت ، بلكه از خارج به مدينه مىآمد ، و ما گوييم : لازم نيست مبدأ سفر را از مدينه گيريم ، بلكه گوييم : چرا از محلّ خود به مدينه نرفتند . « 1 »
مؤلف : و گروهى استدلال كردند به اين آيه بر وجوب عمل به خبر واحد .
علّامه شعرانى : تفقّه ، ياد گرفتن احكام دين است با فهم و تبصّر ؛ خواه در اصول دين و اخلاق و تفسير و حديث و امثال آن باشد و خواه در مسائل فروع از طهارت و نماز و عبادات و معاملات و غير آن و از آيهء كريمه ، واجب بودن همهء اينها
معلوم مىگردد و عامّهء مردم هم معتقدند مجتهد آن است كه عالم به همهء قواعد دين باشد . « 2 »
مؤلف : و حكم نكنيم كه طائفه واقع باشد بر گروه اندك ، بل روا بود كه طائفه اسمى باشد كه بر عددى افتد كه ايشان به حدّ تواتر باشند و خبر ايشان ايجاب علم كند و اگر تسليم كنيم كه اين يكى باشد يا جماعتى اندك ، از كجا كه چون انذار بر اينان واجب بود ، قبول بر ايشان واجب بود كه مىشنوند پيش از آنكه نظر كنند و بحث نمايند و خداى تعالى عند انذار منذران بر شنوندگان ايجاب حذر كرد . و حذر قبول نباشد ، بل روا باشد كه حذر بعد البحث عن ذلك بايد كرد . نبينى كه چون خاطر فراز آيد ، مكلّف را عند خطور الخاطر واجب نيست او را كه آنچه به دل او بگذرد ، اعتقاد كند ، انّما واجب بر او نظر است تا چون نظر كند و علم حاصل كند ، خود را آنگه آنچه موافق ادّله باشد ، قبول واجب باشد بر او . همچنين ممتنع نباشد كه بر اين مستمعان عند انذار بحث و نظر و اجتهاد واجب باشد تا از آن اقوال قبول آن كنند كه موافق ادلّه باشد .
و اللّه أعلم بالصواب .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 142 .
( 2 ) . همان .