تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
ايمان قابل زياده و نقصان است و در آغاز باب حديثى ضعيف از مفضّل بن عمر آورده است كه امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود : « ملعون ملعون من قال : الإيمان قول بلاعمل » . و اخبارى در درجات ايمان آورده كه دلالت بر مقصود ندارد . با اين حال تصوّر نمىكنيم مرحوم مجلسى به اين قول خود ملتزم باشد و مانند وعيديهء خوارج مرتكب كبيره را كافر داند و با فسّاق معاملهء كفّار كند و نظر او به تشريف و تشويق و تعظيم و تخفيف است و نظر علما به تحقيق احكام و بيان حقايق . « 1 »
فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ
. « 2 » مؤلف : امير المؤمنين على عليه السّلام پرسيد رسول را صلّى اللّه عليه و آله ، گفت : يا رسول اللّه ! فرق ميان كشتگان ما و كشتگان فرشتگان چيست ؟ گفت : آن‌كه كشتهء شما را خون و جراحت پيدا باشد و كشتهء فرشتگان زخم ندارد و اثر جراحتش پيدا نبود . علّامه شعرانى : جمعى گمان برند كه فرشتگان در غزاى بدر جنگ نكردند و كسى را نكشتند ، چنان‌كه فرمود :
وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى لَكُمْ
« 3 » ؛ آنها را جز براى خوشدلى و اطمينان قلب شما نفرستاديم ، پس كار آنان آرامش دادن دل اصحاب بود . و از اين روايت معلوم مىگردد كه مقتول فرشتگان به القاى رعب و وحشت بود نه به مباشرت زخم و جراحت . با اين حال تصرّف آنان در اجسام محال يا بعيد نيست و حكما همهء افعال عالم عناصر را به تدبير عقل فعّال مىدانند . « 4 » مؤلف : در آيه دليل است بر بطلان قول آن‌كس كه گفت : شايد كه در مقدور لطفى باشد كه خداى تعالى با كافران بكند ، ايمان آرند و نكند ؛ چه اگر چنين بودى مؤدّى بود با نقض غرضش . تعالى علّوا كبيرا .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 371 . ( 2 ) . انفال ( 8 ) آيهء 12 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 126 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 377 .