جماعتى از صالحان كوفه با او برفتند و بر وى گواهى دادند كه او خمر خورد و مست بود ، در نماز آمد و نماز بامداد چهار ركعت كرد و گفت : أزيدكم فإنّي نشيط . عثمان با على عليه السّلام مشورت كرد . امير المؤمنين عليه السّلام گفت : حدّ بايد زدن او را هشتاد تازيانه . عثمان به اشارهء امير المؤمنين او را حدّ زد .
علّامه شعرانى : ابو الفرج « 1 » قصّه حدّ زدن وليد را مشروح آورده است و گويد : در نماز به بانگ بلند خواند :
علق القلب الربابا * بعد ماشابت و شابا
و ابيات را به اختلاف روايت كرده است و تفصيل آن مناسب نيست . و بعض ابيات حطيئه نيز با بعض ديگر مناسب نيست ، بهنظر مىرسد از ديگرى در آن وارد كردهاند ، چنانكه از بعض روايات اغانى ظاهر مىشود . « 2 »
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقائِهِ
. « 3 »
مؤلف : در وسيط آورده كه حقّ سبحانه وعده داده بود حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله را كه پيش از آنكه از دنيا رحلت كنى ، موسى را خواهى ديد ، اينجا به جهت تأكيد همان وعده مىگويد كه شكّ مكن در لقاى تو وى را . در وقتى كه آن حضرت را به معراج بردند ، موسى را در آن آسمان ششم ديد ، هم در وقت عروج و هم در وقت نزول .
مرحوم شعرانى : بعضى از اين روايت و امثال آن به شبهت افتادهاند كه معراج روحانى بوده است نه جسمانى ؛ چون جسم حضرت موسى عليه السّلام در آسمان نيست و هنگامى كه رحلت كرد ، بدن او را دفن كردند و در زمين است تا قيامت كه زنده شود . و آنكه پيغمبر ملاقات كرد ، روح او بود در عالم تجرّد كه بسيارى از آن تعبير به آسمان كردهاند . و ما در سورهء بنى اسرائيل گفتيم : اگرچه حسن بصرى و بعض مردم صدر
هامش
( 1 ) . اغانى ، ج 1 ، ص 36 ، قسمت اوّل از كتاب اوّل .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 9 ، ص 96 .
( 3 ) . سجده ( 32 ) آيهء 23 .