علّامه شعرانى : يعنى چون انسان حكمت و اتقان صنع الهى را مشاهده كند و دريابد فاعل باشعور براى غرض بزرگى اين جهان را آفريده است ، باز تصوّر كند كه هركس هرجنايتى كند ، عقاب نخواهد داشت ، تصوّر بد و غلطى كرده است . « 1 »
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ
. « 2 »
مؤلف : يعنى نابود سازيم كفر و معاصى ايشان را به جهت ايمان و طاعات بر وجهى كه گوييا هرگز هيچ بدى نكردهاند از كفر و معصيت .
علّامه شعرانى : خواجه نصير الدين طوسى و علّامهء حلّى رحمهم اللّه « 3 » احباط و تكفير را نسبت به معتزله دادند و گويند : اهل تحقيق اين دو را نفى كنند ، و قال تعالى :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
« 4 » . و به راستى آنكه خدا را عادل داند ، البتّه به احباط و تكفير قائل نشود ؛ چون اگر دو فاسق فرض كنيم كه در همهء كارهاى زشت مساوى يكديگر و يكى از آنها عمل خير كوچكى انجام داده ، نبايد خداوند آن دو را مساوى عذاب كند ، بلكه بايد جزاى عمل خير آن را كه عمل خير كرده - ولو اندك باشد - بدهد . و همچنين دو عادل كه عملشان در خوبى مساوى است ، اگر يكى اندك عمل زشت كرده ، نبايد نزد خدا مساوى آن باشد كه هيچ عمل زشت نكرده ، بلكه بايد حال اين بهتر باشد . و تكفير - يعنى محو گناه - در اين آيه را بايد حمل بر بىارزشى و خفّت و عقاب آن كرد در مقابل ثواب بسيار نه عدم محض .
مرحوم مجلسى رحمه اللّه در كتاب اعتقادات منسوب به وى ، احباط و تكفير را ثابت كرده است و مخالفت اجماع علماى شيعه و ادلهء عقليّه نموده . و او به اندازهاى مفتون الفاظ روايت است كه حتّى تأويل يك كلمهء آن را به دليل عقلى الحاد مىشمارد و عشق او به
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 139 .
( 2 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 7 .
( 3 ) . كشف المراد ، ص 439 .
( 4 ) . زلزله ( 99 ) آيات 7 و 8 .