سخن بلغا و حكماى عرب ديده نشده و از امرؤ القيس و نابغه و قيس بن ساعده شنيده نگشته و جز آنكه از طرف خداوند وحى شده باشد ، ممكن نيست ، خواه به معنى كمال علم باشد در آخرت يا به معنى غاب علمهم بالآخره ؛ چنانكه از بعض مفسّران نقل كردهاند . « 1 »
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ
. « 2 »
علّامه شعرانى : آنكه فرمود :
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ
؛ يعنى در وجود آن شكّ دارند و آنكه فرمود :
بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ
؛ يعنى از تصوّر ماهيّت آن عاجزند . و اهل منطق گويند : هل بسيط ، سؤال از وجود و ماى حقيقيّه ، سؤال از ماهيّت است و سؤال از وجود مقدّم است ، چنانكه خداوند آن را مقدّم فرموده و به كلمهء
بَلِ
به تأخّر ثانى اشعار كرده است . و حقّ اين است كه مردم مؤمن كه به وجود آخرت ايمان دارند ، از فهم حقيقت آن عاجزند و آنچه تصوّر مىكنند ، قياس به دنياست .
مسلمانان ، معاد جسمانى گويند و يونانيان ، روحانى ، و همهء آنها همين لذّات روحانى و جسمانى دنيا را به ياد مىآورند . و خداوند مىفرمايد : حقايق آنجا را كسى ادراك نمىكند :
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ
. « 3 » تا بدانجا نروى ، حقيقت آن را درك نمىكنى . نه جسمانى آنجا از جسم كثيف و متغيّر دنياست و نه روحانى آن بىثبات و غيراصيل چون لذّات روحانى اين جهان . « 4 »
وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
. « 5 »
مؤلف : و نيست هيچ خافيه و پوشيده از حوادث و نوازل و غير آن در آسمان و
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 417 .
( 2 ) . نمل ( 27 ) آيهء 66 .
( 3 ) . همان آيهء 65 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 418 .
( 5 ) . نمل ( 27 ) آيهء 75 .