مناسب با خوى غالب آنان است و كنيههاى عربى آنان هم مناسب با صفات ظاهرى جسمى يا باطنى [ كه ] روحى آنهاست . « 1 »
مؤلف : چون جلوزك بانگ كند گويد : اللهمّ العن مبغضى آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ؛ بارخدايا ! دشمنان آل محمّد را لعنت كن . گفت : چون پرستك بانگ كند ، گويد : الحمد للّه ربّ العالمين تا آخر .
علّامه شعرانى : در كلامى كه به جلوزك نسبت داده است و هم خواندن فاتحه به پرستو مناسبتى ظاهر بهنظر نمىرسد و سيّد مرتضى رحمه اللّه آن را انكار بليغ فرموده ، گويد :
« فأمّا القول بأنّ الجرى نطق و بأنّه مسخ لحجده الولاية فهو ممّا يضحك منه و يتعجّب من قائله و الملتفت إلى مثله » . و در عرائس ثعلبى به جاى جلوزك « قبره » آمده است ، پس جلوزك مصحف چكاوك مىباشد . و مؤلف اين حكايات را از اهل سنّت نقل كرده است تا حجّت تمام كرده باشد . « 2 »
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ
. « 3 »
مؤلف : [ از كشّاف و بسيارى از تفاسير نقل مىكند كه : ] لشكرگاه او صد فرسنگ بوده ، بيست و پنج فرسخ براى لشكر جنّ .
علّامه شعرانى : ماهيّت جنّ را گرچه به تحقيق و تفصيل نمىدانيم ، امّا وجود آنها به خبر خداوند تعالى ثابت است . و آن را جنّ گفتند ؛ چون از نظرها پوشيده است و همه كس آن را مشاهده نمىكنند . پس جسم آنان مانند جسم ملائكه لطيف ، و به اصطلاح بعضى ، جسم برزخى و مثالى است و چون تكليف دارند ، بايد موجودات عاقل باشند و البتّه به كمال و علم و قداست فرشتگان نيستند . وجود موجوداتى به اين صفت محال نيست ، چنانكه وجود ملائكه محال نيست و مسخّر شدن آنها براى سليمان عليه السّلام
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 384 .
( 2 ) . همان ، ص 389 .
( 3 ) . نمل ( 27 ) آيهء 17 .