فالأهمّ . البراء بن عازب روايت كرد : چون خداى تعالى اين آيه فرستاد :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
، رسول صلّى اللّه عليه و آله كس فرستاد و فرزندان عبد المطّلب را در سراى ابو طالب حاضر كرد و امير المؤمنين على عليه السّلام را بفرمود تا براى ايشان ران گوسفند با مدّى گندم به طعامى ساخت و صاعى شير براى ايشان با آن بنهاد و ايشان حاضر آمدند و به عدد ، چهل مرد بودند ، يك مرد بيش يا كم . و هرمردى از ايشان مشهور بود به آنكه جذعه بخوردى بر يك مقام و آن شتر بچه پنج ساله باشد و فرقى از شير باز خوردى و آن شصت صاع باشد .
علّامه شعرانى : فرق پيمانه است كه سه صاع در آن گنجد و شانزده رطل نيز گفته ، اندكى از دو صاع كمتر . و شصت صاع مبالغه است و پيمانه كه شصت من تبريز يا صد و هشتاد كيلو گنجايش داشته باشد و يك تن آن را بخورد ، معقول نيست . « 1 »
وَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ
. « 2 »
مؤلف : و بيشتر ايشان كاذب و دروغ زنند ؛ براى آنكه از بر خود چيزهاى ديگر با آن ضمّ كنند و امروز ممنوع و محجوبند شياطين از استراق سمع .
علّامه شعرانى : اين علامت كه خداوند براى فرق ميان كاهن و نبى يا وحى خدا و القاى شياطين بيان فرمود ، محيى الدين در فتوحات « 3 » مشروح و مفصّل بيان كرده كه القاى جنّ و شياطين ، آنهاست كه مشتمل بر كذب و باطل و لهو باشد يا راجع به صنايع دنيوى ، و وحى ملائكهء حقّ و علوم الهى ، و ترغيب به مكارم اخلاق و از امور آخرتى است . « 4 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 366 .
( 2 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 223 .
( 3 ) . فتوحات مكيه ، ج 1 ، ص 155 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 368 .