بر او خطبه كرد . چون خداى تعالى او را اسماء بازآموخت و آن منبرى است از نور .
علّامه شعرانى : منبر از نور جسم ملكوتى است و آدم خاكى عنصرى بر آن منبر ملكوتى نشست . چون آدم جامع همهء حضرات است و تواند به اعتبار حضرت ملكوتى كه در او هست ، بر منبر نور بنشيند ، هرچند به اعتبار بدن ناسوتى تسلّط بر ملكوت ممكن نباشد ، چنانكه فرزندان آدم به اعتبار جمعيّت خود سلطه بر همهء جهان پيدا مىكنند ، به اينكه دور و نزديك را مىدانند و مىبينند ، با اينكه احاطهء جسمى قامت انسان بر اين فضاى نامتناهى ممكن نيست . « 1 »
مؤلف : رسول صلّى اللّه عليه و آله بفرمود تا استر شهبايش زين كردند و او را برنشاند و سلمان را فرمود تا عنان او گرفت و رسول صلّى اللّه عليه و آله با ايشان برفت و اهل بيت رسول صلّى اللّه عليه و آله از حمزه و عقيل و جعفر و جز ايشان در پيش مىرفتند . اوّل كس كه از ايشان رجز گفت امّ سلمة الخير بود كه مىگفت :
سرن بعون اللّه جاراتي * و أشكرنه في كلّ حالات
و أذكرن ما أنعم ربّ العلى * من كشف مكروه و آفات
فقد هدانا بعد كفر و قد * أنعشنا ربّ السّموات
و سرن مع خير نساء الورى * تفدى بعمّات و خالات
يا بنت من فضّله ذو العلى * بالوحي منه و الرّسالات
علّامه شعرانى : فقها گويند : تغنّى زنان در عروسى كه مرد صداى آنان را نشنود ، جايز است و شرط آن است كه به آلات لهو نباشد و دف بىزنگ هم جايز است ؛ چون به مذهب محقّقين آواز خوش كه براى لهو باشد ، حرام است و به قصد ديگر جايز .
و نمىدانيم فقها آواز در عروسى را لهو باطل نمىدانند يا با آنكه لهو است ، مستثنى است .
معناى شعر : به يارى خدا سير كنيد اى همسايگان من ! و در همه حال شكر او گوييد
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 293 .