لإحالهم على ما رأوه قبل .
مؤلف : چرا نمىآورد محمّد صلّى اللّه عليه و آله بر ما آيتى از معجزه . « 1 »
علّامه شعرانى : به قرينهء آيهء ديگر كه پس از اين فرموده است
وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ
تا آخر معلوم مىگردد مراد كفّار طلب معجزه نبود ، بلكه آيات عذاب بود ، از آن قبيل كه نماز آيات بر آن واجب است . چون خداوند مىفرمود امّتهاى گذشته هريك به بلايى هلاك شدند ، اهل مكّه مىگفتند : اگر راست مىگويى ، از آن عذابها بر ما هم نازل شود . خداوند جواب مىدهد كه اولا ، بيان عذاب بر آن قوم براى عبرت گرفتن شما هم كافى است و ديگر آنكه فعلا در مقام بيان و اتمام حجّت هستيم تا اگر دليل و برهان مفيد نشد ، عذاب فرستيم ، پس تربّص كنيد و انتظار كشيد . « 2 »
فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدى
. « 3 »
مؤلف : فرداى قيامت بدانيد كه كيست كه خداوند ره راست است و كيست كه مهتدى و راه يافته بر ره حقّ و ثواب است ما يا شما ؟
مرحوم شعرانى : شايد مراد دنيا باشد ؛ يعنى صبر كنيد تا ببينيد در دنيا عذاب بر كه نازل مىشود و رأى كدام غالب و چه دينى عالمگير مىشود . « 4 »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 37 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 45 .
( 3 ) . طه ( 20 ) آيهء 135 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 502 .