عزّت و ارجمندى خداى تعالى متعزّز و ارجمند نباشد ، بلكه خواهد كه در تعزّز اعتصام به مخلوق نمايد و غير حقّتعالى را وسيلهء ارجمندى خود گرداند با حسرت و ندامت از دنيا برود و هركه چشم خود را بر نعمتى دارد كه در دستهاى مردمان است و تمنّاى آن كند ، هميشه در غم و اندوه باشد و علّت غيظ و خشم او را شفايى نرسد و هركه بر او مرئى نشود نعمتى كه حقّتعالى به او عطا فرموده باشد ، مگر در حال خوردن و آشاميدن و خودش ناقص باشد در كردار خود ، مشرف بر عذاب و عقاب كه آن زوال نعمت است در دنيا و معذّب به عقوبات جحيم .
علّامه شعرانى : خداوند به مصلحتى روزىهاى مردم را مختلف عطا كرد و از هرچه دل فقرا را بشكند و آنها را در حسرت گذارد ، منع فرمود ، مانند بلند ساختن عمارات و تجمّلات بيهوده و مفاخرت و تكبّر . و فقرا را نهى كرد از نظر كردن به زينت آنها و آرزوى جاه و جلال آنان و از اينكه نعمت را منحصر در لذّت دنيا دانند و تقوا و توفيق و عمل را نعمت نشمرند . پس اگر « من لم ير » به صيغهء معلوم خوانيم و چنين ترجمه كنيم : « نبيند نعمت را مگر خوردن » مناسبتر است از آنكه « لم ير » مجهول بخوانيم و مانند مؤلف ترجمه كنيم . « 1 »
وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ . .
. « 2 »
مؤلف : لو لا يأتينا محمّد صلّى اللّه عليه و آله بآية من ربّه اقترحناها عليه .
علّامه شعرانى : و الآية التي اقترحوها من آيات العذاب بدليل قوله تعالى بعده :
وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ
« 3 » و الحاصل أنّهم سألوا العذاب الذي نزل على الأمم السابقة تعجيزا للنبيّ صلّى اللّه عليه و آله ليثبت مدّعاهم و مضى منّا في سورة بني إسرائيل آي من القرآن تدلّ على صدور المعجزات منه صلّى اللّه عليه و آله و لو كان مراد كفّار قريش طلب المعجزة
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 43 .
( 2 ) . طه ( 20 ) آيهء 133 .
( 3 ) . همان ، آيهء 134 .