اندك آيد از آنكه ايشان مرده باشند و بىخبر از مرور احوال و سنين .
علّامه شعرانى : آيه دلالت دارد بر آنكه قول اين كسان كه مدّت توقّف را يك روز گفتند . قول امثل و بهتر يعنى به حقّ و واقع نزديكتر است . و به عبارت ديگر ، هيچ فاصله ميان مرگ و حشر موجود نيست جز يك روز . و بعض آيات و روايات دلالت بر آن دارد كه همان يك روز هم فاصله نيست و
يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً
« 1 » بيش از ساعتى فاصله نيست ، چنانكه وارد است : شهيد چون از روى اسب به زمين افتد ، در بهشت باشد و حور العين او را در آغوش گيرند و مىتوان روايات را حمل بر بهشت برزخى كرد ، امّا اين آيه را نمىتوان ، چون صريح در نفخ صور و قيامت است .
و اگر گويند : ميان مردن و نفخ صور مدّت برزخ فاصله است و در آنجا نيز كافر و مسلمان عذاب و ثواب بينند ، پس چگونه آن را يك روز و يك ساعت پندارند و سخن مؤلف كه فرمايد : در اين فاصله مرده ادراك نمىكند و از مرور احول و سنين بىخبر است ، چه معنى دارد ؟ گوييم : عالم برزخ و قيامت هردو غير عالم دنيا هستند و سال و ماه و روز اين جهان ممكن است جارى در آن عالم نباشند و همهء عالم برزخ در آنجا كمتر [ از ] يك روز باشد ، اگرچه هرگاه بخواهيم منطبق با زمان دنيا كنيم ، هزاران سال كشد ،
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
« 2 » . و حقيقت اين امور فهم آن را به خداوند و راسخين در علم واگذار بايد كرد . و نيز آيهء
رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ
« 3 » دلالت دارد كه كفّار در قيامت ، عالم برزخ را فراموش نكردهاند . « 4 »
وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً
. « 5 »
علّامه شعرانى : و في رواية عن موسى بن جعفر عليه السّلام قال :
وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 45 .
( 2 ) . حجّ ( 22 ) آيهء 47 .
( 3 ) . غافر ( 40 ) آيهء 11 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 491 .
( 5 ) . طه ( 20 ) آيهء 111 .