است و آن سختترين دورهها و پرآزارترين شكنجهها بود ، چنانكه نصاراى عهد او را عصر شهدا و عهد شهادت گويند و آن تا سال 311 ميلادى كشيد و زمان او بدتر از زمان دقيانوس بود . دو سال پس از آن ، قسطنطين كه متعصّب در دين عيسى عليه السّلام بود ، در جنگ ميلان فاتح شد و دين عيسى عليه السّلام از عزلت بيرون آمد و اين امپراتور تازه ، دين او را رسمى كرد .
در عرائس ثعلبى نام او را قسطيطس ضبط كرده است و ملك صالح ناميده و دعايى از تئودوسيس نقل كرده است كه خداوند را به نعمت و حرمت وى كه بر قسطيطوس و آباى وى عنايت فرموده است ، ثنا گفته و توفيق براى خود مىطلبد . امّا 309 سال با تفاصيلى كه مفسّران ما آوردهاند درست نمىآيد ؛ چون از زمان دقيانوس تا تئودسيس از 157 سال تجاوز نمىكند و اگر سختگيرىهاى ديگر و آزادى قسطنطين را در نظر آريم ، مدّت از آن هم كمتر مىشود . پس قول ورّاق در تفسير آيه - كه گويد مقدار 309 سال قول آن مرد كتابى است كه با رسول صلّى اللّه عليه و آله سخن مىگفت نه قول خدا - صحيح است و خداوند تعالى مدّت خواب آنها را معيّن نفرمود ؛ چون حاجت بدين تفصيل نبود ، قال تعالى :
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا
. « 1 »
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
. « 2 »
مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : آيت در عيينة بن حصين الفزارى آمد كه او به نزديك رسول آمد پيش از آنكه ايمان آورد . جماعتى درويشان به نزديك رسول بودند ، چون سلمان فارسى و عمّار و خبّاب و عامر فهيره و منجع و صهيب .
علّامه شعرانى : سورهء كهف به اتّفاق مكّى است و سلمان فارسى در مدينه پس از هجرت حضرت خدمت پيغمبر مشرّف گرديد . پس اين روايت صحيح نيست . « 3 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 325 .
( 2 ) . كهف ( 18 ) آيهء 28 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 330 .