قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا
. « 1 »
مؤلف : نزد قتاده آن است كه قول اوّل سخن اهل نجران است كه اصحاب كهف 309 سال در كهف ماندند و اگر چنين نباشد ، آيت
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ
بىمعنى باشد ؛ چه اوّل قطع است و دوم ابهام .
و اصحّ آن است كه قول حقّتعالى است و خبر است از مدّت مقام ايشان در غار . و امّا قوله
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا
جهت ردّ يهود است كه انكار زيادتى مىكردند .
علّامه شعرانى : چنانكه گفتيم ، اين حكايت از قضاياى تاريخ نصارى است نه يهود و راوى را در آن سهوى افتاده . بهنظر مىرسد تفسير قتاده صحيحتر باشد ؛ يعنى 309 سال قول نصاراى نجران است
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا
ردّ آنان . پس مدّت خواب معلوم نيست و چون از زمان دقيانوس تا قسطنطين نزديك شصت سال بود و تا عهد تيدوس قريب 150 سال و تا بعثت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله 359 سال ، پس مدّتى كه نصاراى نجران گفتند ، با هيچيك منطبق نيست و خداوند فرمود :
اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا
. و موافق تاريخ نصارا ، آنها 157 سال خوابيدند و كليساى پروتستان اصلا وقوع اين قصّه را منكر است و ليكن انكار آن صحيح نيست ؛ چون اگر واقعهاى با چنين شهرت ميان قدماى آنها نزديك به زمان واقعه دروغ باشد ، اعتماد از نقل همهء وقايع سلب مىشود .
ولى البتّه مقدار صحيح از اين حكايت همان است كه از قرآن استفاده مىشود . « 2 »
مؤلف : براى آن گفت كه جهودان در عهد رسول گفتند : از آنكه ايشان در غار شدند إلى يومنا هذا 309 سال است .
علّامه شعرانى : نصارى 157 سال گويند و اقوال ديگر معروف نيست ؛ چون آنان خواب اصحاب كهف را به عهد دقيانوس گويند و بيدار شدن را به عهد تئودوسيس و ميان آنها آنقدر فاصله است و اگر اين تاريخ آنها درست نباشد ، سختگيرى و شكنجه و آزار عيسويان كه آخرين عذاب آنها بود ، در عهد ديوكلسين امپراتور روم
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 26 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 348 .