اصحاب كهف سه نفرند . خداوند تعالى پاسخ آنان را از پيش بيان كرد ، چون سائلان بيايند ، جواب آماده باشد . سيم آنكه به مقتضاى احاديث بسيار ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و امام عليه السّلام به همهچيز از گذشته و حال و آينده عالمند به تعليم خداوند و وحى الهى ، و نزول قرآن تدريجا نظير علوم تفصيلى بالفعل است پس از حصول ملكه و تفصيل آن مناسب مقام نيست . « 1 »
مؤلف : بدان كه ظاهر اين لفظ نهى است و مراد امر بر سبيل ندب ؛ براى آنكه اگر كسى گويد كه من فردا فلان كار كنم و نگويد إن شاء اللّه ، به اتّفاق ارتكاب محظورى نكرده باشد و انّما مأمور به رها كرده باشد ، هم بر آن جمله كه گفتيم في قوله :
وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ *
. « 2 »
علّامه شعرانى : يعنى اجماع بر ظاهر قرآن مقدّم است ؛ چون به ظاهر قرآن حرام است خبر دادن بى إن شاء اللّه و به اتّفاق ، بر خلاف آن واقع شده است و اخباريان عهد ما اصلا اجماع را حجّت نمىدانند . « 3 »
وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً
. « 4 »
مؤلف : و بگو شايد آنكه دلالت كند مرا پروردگار من مر چيزى را كه نزديكتر است از شأن اصحاب كهف كه مىپرسيد از روى صواب ؛ يعنى بدهد به من آيات و دلالات كه دلالت آن بر نبوّت من اقرب و اوضح از قصّهء اصحاب كهف باشد .
علّامه شعرانى : و اين چند آيهء معترضه بين قصّهء اصحاب كهف ، تعليم آدابى چند است امّت را مناسب با حكايت آنان ، از جمله آنكه در شمارهء اصحاب كهف و ساير
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 345 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 35 ؛ اعراف ( 7 ) آيهء 19 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 322 .
( 4 ) . كهف ( 18 ) آيهء 24 .