تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
علّامه شعرانى : طريقهء قرآن - چنان‌كه گفتيم - در نقل حكايات ، اقتصار بر موضع عبرت است نه تفاصيل و جزئيّات و مردم قصّه دوست مىخواهند در حكايت تفاصيل آن را بدانند و براى يافتن آن به هروسيله‌اى دست فرامىبرند و بسا دروغ و غلوّ و مبالغه كه عادت مردم جاهل است ، در حكايات داخل مىكنند كه سود ندارد ، بلكه گاهى زيان دارد ؛ چون صورت دين و حكايات دينى را در نظر بسيارى زشت مىكند و موجب گمراهى مىشود ؛ مثلا بلندى قامت عوج بن عنق و بزرگى بساط سليمان عليه السّلام و اشكال عجيبهء يأجوج و مأجوج و نشستن ديو بر ملك و تخت حضرت سليمان و عاشق شدن حضرت داود به زن سرهنگ خود اوريا ، و توسّل براى كشتن او و آمدن هاروت و ماروت به زمين و زنا كردن با فاحشه‌اى زهره نام و مسخ شدن آن به صورت ستاره و امثال اين امور بسيار از حرص مردم به تفاصيل حكايات و سؤال از غير امام و پيغمبر برخاسته است . و در اين آيه خداوند نهى فرمود پيغمبر را به نمايندگى امّت كه در اين امور از كسى سؤال نكنند و آن‌چه به كار عبرت نمىآيد ، در صدد تحقيق آن نباشند ، از جمله عدد اصحاب كهف كه سه بود يا پنج يا هفت و موضع عبرت نگاه داشتن خداست جماعتى را در خواب مدّتى طويل به خرق عادت كه مدّت آن هم بر ما مجهول است . امّا مردم هفت تن گفتند و نام آنها معين كردند و زمان خواب رفتن و بيدار شدن و سلطان هردو وقت را و رنگ سگ و نام او ، نام كوه و غار وى و ساير چيزها كه دليل بر صحّت آن نيست و فايده‌اى بر دانستن آن مترتّب نى ، جز آميختن قول كسانى كه معصوم از خطا نبودند و اختلاف بسيار داشتند و تناقض بىشمار با كلام خداوند صادق كه
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
. بارى ، دربارهء اصحاب كهف به مفادّ قرآن اكتفا بايد كرد و در روايت ضعيف و قول غيرمعصوم ترديد بايد داشت . « 1 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 322 .
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 790 | غياثى كرمانى / أبو الحسن الشعراني