تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
چون اصحاب كهف خوابيدند و بيدار شدند و دنيا را ديدند عوض شده ، بىدينان مردند و رفتند و دين‌داران بر جهان مسلّط گشتند . و سگ آنها به هررنگ باشد ، غرض حاصل است . « 1 »
قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ
. « 2 » مؤلف : دقيانوس وقتى مطّلع شد كه جوانان كهف به غار پناهنده شدند ، در غار را بست تا همان‌جا بميرند و سپس به زودى از دنيا رفت و پادشاهان ديگر بعد از او روى كارآمدند تا نوبت به تيدوس رسيد . علّامه شعرانى : تيدوس اصل آن مركب از تئو ( خدا ) [ و ] دوس ( پرستنده ) ، به معنى عبد اللّه ، نام امپراتور روم است كه مطابق تواريخ اروپاييان از 379 تا 395 پادشاهى داشت و دين مسيح عليه السّلام را ترويج مىكرد . امّا در كتب قديم ما تصحيف بسيار است و صاحب اكر همين نام داشت و به ثاوذوسيوس تعريف گرديده‌اند . « 3 » مؤلف : گفت گوينده‌اى از ايشان كه به سنّ از همه بزرگ‌تر بود : چندوقت درنگ كرديد در اين غار ؟ مقصود او آن بود كه مدّت لبث معلوم شود و نمازهاى فوت شده را قضا كنند ؛ چه ايشان بامداد خوابيده بودند ، چون درنگريستند ، آفتاب را به دقّت چاشت رسيده بودند . علّامه شعرانى : به‌نظر مىرسد كه گويندهء اين سخن شرع عيسى عليه السّلام را به شريعت اسلام قياس كرده است و نماز موقّت و قضاى آن را به قياس ثابت دانسته و مؤلف از وى به احتمال صحّت نقل نموده است و گرنه ، در دين يهود و نصارى نماز به قيد وقت - چنان‌كه در دين اسلام است - معهود نيست . « 4 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 317 . ( 2 ) . كهف ( 18 ) آيهء 19 . ( 3 و 4 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 340 .