تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
نشايد تا جنّيان آورده باشند ؟ جواب آن است كه گوييم : امّا اگر در بعضى بلاد آورده بودندى ، ممكن نبودى كه به ما نرسيده بودى از توفير دواعى به نشر و اذاعت آن ، چنان‌كه اين محالات و خرافات كه گفتند ، چون فصول و غايات و مانند آن . و امّا حديث جنّيان ، ما وجود ايشان به سمع دانيم ، هم آن سمع آمد و ما را ايمن كرد به اين آيت از آن‌كه ايشان اين قرآن را معارضه آورده باشند به قوله
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ
. علّامه شعرانى : اگر گويى : اين احتجاج صحيح نيست ؛ چون اعجاز قرآن وقتى ثابت مىشود كه بدانيم كسى مانند آن نياورده است و چون اين را دانستيم ، قرآن حجّت مىشود و قبول آن واجب ، امّا وقتى كه اعجاز آن ثابت نشده و احتمال بدهيم كسى مانند قرآن آورده باشد ، هنوز نمىدانيم حجّت است و از جانب پروردگار تا به قول قرآن كه گويد : هيچ‌كس مانند او نمىآورد ، اعتماد كنيم . در جواب گوييم : آن‌كس كه قرآن را هنوز ثابت ندانسته و اعجاز آن بر وى معلوم نگشته ، اعتقاد به وجود جنّ هم نبايد داشته تا بگويد : شايد جنّ مثل قرآن آورده باشد . و اگر گويى : مشركان عرب كه قرآن را از طرف پروردگار نمىدانستند ، به وجود جنّ معترف بودند ، گوييم : اعتقاد آنها دربارهء جنّ چنان محكم و استوار نبود كه به قدرت آنها بر گفتن مثل قرآن شبهه كنند ، لذا چنين اعتراض بر پيغمبر نكردند . يا اين كه گوييم وقتى نظير قرآن ظاهر نشده و كسى از آن آگاه نباشد ، اعجاز قرآن ثابت است ؛ چون به مقتضاى لطف الهى واجب است مدّعى كاذب را كه چيزى به غلط نسبت به خدا مىدهد ، به وجهى رسوا كند . « 1 »
وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً * أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً * أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 282 .