تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
مؤلف : مفسّران خلاف كردند در آن‌كه اين روح چيست . . . . بعضى دگر گفتند : اين روح است كه در آدمى مركّب است كه قوام حيات به آن است كه آدمى به او زنده باشد و به فقد او زنده نماند . علّامه شعرانى : اين قول به نظر درست‌تر مىآيد كه سؤال از روح و حقيقت او از دير زمان ميان ملل جهان متداول بود ، خاصّه يهود و خاصّه آن جماعت از يهودان كه با فلاسفهء يونان آميخته و از عقايد آنها و اختلافشان دربارهء روح اطّلاع يافته بودند . و تعجّب بشر دربارهء روح از آن است كه مىبينند قدرتى است بر خلاف طبيعت و گويى بر ضدّ وى در نبرد است و گوشت و پوست و استخوان را چون به خود رها كنند ، زود پوسيده و متعفّن و پراكنده مىگردد و از جاى نمىجنبد و روح او را سال‌ها از فرسودگى و تعفّن نگاه مىدارد و به حركت و سخن مىآورد و تعقّل و ادراك مىكند و اينها هيچ‌يك كار جسم نيست ؛ جسم سنگين است و [ به ] سوى پايين ميل دارد و روح برمىجهد و جسم را مىجهاند و زنده بودن ، غلبهء روح است بر جسم و مردن ، فيروز آمدن جسم بر روح ، پس خود روح از چه مبدأ و منشأ است ؟ خداوند جواب داد . [ كه ] مبدأ آن از فرمان پروردگار است و مانند نور خورشيد بر ابدان جسمانى تابيده و اگر فرمان الهى نبود و از وراى عالم طبيعت دستورى نرسيده و فروغى نتافته ، همه‌چيز جماد بود و صامت . « 1 »
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
. « 2 » مؤلف : و اين اشارت است به آن‌كه روح از آن چيزى است كه ممكن نيست معرفت ذات آن ، مگر به عوارض كه مميّز او باشد از ماعدا و لذا بر اين ، جواب
مِنْ أَمْرِ رَبِّي
« 3 » اقتصار واقع شد .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 280 . ( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 85 . ( 3 ) . همان .