السيّد المرتضى و حكاه عنه الشيخ الأنصاري . « 1 »
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ
. « 2 »
مؤلف : اهل معانى گفتند : مراد به طائر آن حكم است كه بر او كنند از سعادت و شقاوت به حسب استحقاق او و از آن به طائر عبارت كرد بر عادت عرب من سوانح الطير و بوارحها .
علّامه شعرانى : مرغ كه بر جايى نشسته برمىانگيزند ، اگر سوى راست پريد يا چپ از آن فال مىگيرند و عاقبت كار خود از آن استنباط مىكنند ؛ از اين جهت طائر گويند و از آن عاقبت و سعادت و شقاوت خواهند . « 3 »
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً
. « 4 »
مؤلف : بخوان نامهء اعمال نوشتهء خود را و در آن روز همهء آدميان خواننده باشند و خطاب به هريك رسد كه نامهء خود را بخوان . بس است نفس تو امروز بر تو حساب كننده ؛ يعنى خودبينى كه چه كردهاى و مستحقّ چه نوع پاداشى .
علّامه شعرانى : حكما گويند : هرعملى كه انسان مرتكب شود ، در او اثرى مىگذارد و ملكهء او مىشود . و روانشناسان جديد گويند : كسانى كه نزديك مرگ رسيدند و از آن رهايى يافتند ، مانند آنها كه به دار آويختندشان و ريسمان بريده گشت ، حكايت كنند كه همهء سرگذشتها و آنچه بر آنها رفته بود ، از پيش نظر آنها گذشت ، حتّى آنچه در سلامتى به ياد نداشتند . « 5 »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 402 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 13 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 215 .
( 4 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 14 .
( 5 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 265 .