مسجد و عبادت معيّن بود ، صرف چيزهايى كه نزد بتپرستان از خيرات شمرده مىشود ، نمايند . « 1 »
وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً
. « 2 »
مؤلف : قال الشاعر :
و مقامة غلب الرّقاب كأنّهم * جنّ لدى باب الحصير قيام
علّامه شعرانى : مقامه گروه مردم است . گويد : گروهى سطبر گردن كه گويى جنّيانند ، نزديك دربار پادشاه ايستاده بودند . اين بيت را نسبت به لبيد دادهاند و اين پادشاه نعمان بن منذر . و بايد دانست كه بعيد مىنمايد اين آيه اشاره به آبادى و اسارت سيم يهود باشد ، بلكه در آغاز حكم به دو فساد و دو اسارت فرمود صريحا ، براى آنكه معلوم گردد جبر نيست و همهوقت براى بندگان راه خدا باز است . فرمود : هنوز هم اگر توبه كنيد و بازآييد ، همان عزّت اوّليه بازمىگردد ، و اگر به فساد برگرديد ، ما هم به عذاب برمىگرديم .
و در واقع چنان شد كه يهود پس از خرابى دوم بيت المقدس از اجتماع و عمل به احكام تورات و قربانى و ساير اعمال در بيت المقدس مأيوس شدند و كتابهاى ديگر نوشتند به نام تلمود و گمارا و به اينها عمل مىكنند ؛ چون عمل به نصّ تورات براى آنها ممكن نبود ، مگر در بعض احكام . « 3 »
وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ
. « 4 »
مؤلف : و لا يكتب الواو في « يدع » في المصحف و هي ثابتة في المعنى .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 211 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 8 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 213 .
( 4 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 11 .