الشاذّة فلعلّ لهم عليهم السّلام موافقا لم يذكره . « 1 »
إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
. « 2 »
مؤلف : و معنى آيت آن است كه ما چون خواهيم كه فعلى كنيم از احياى موتى و جز آن ، مرا رنجى نرسد و مشقّتى نباشد ، از طريق مثل بيش از آن نباشد كه گويد : كن ؛ بباش ، بباشد .
علّامه شعرانى : از طريق مثل گفت براى آنكه علماى ما خطاب معدوم را جايز نمىدانند . و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : كلمهء كن همان ايجاد است و سرعت اطاعت ممكن را تمثيل به
كُنْ فَيَكُونُ
كرد . « 3 »
مؤلف : و بعضى متكلّمان محقّقان از اصحاب اشعرى به اين آيه تمسّك كردند و استدلال كردند به او بر قدم قرآن و گفتند : چون خداى تعالى خلق كه آفريند و فعل كه كند به اين قول كند كه « كن » ، اگر اين كلام محدث باشد اين را نيز كلامى و قولى بايد و اين قول را نيز قولى ، حتّى يؤدّي إلى ما لا يتناهي . پس بايد تا فعل محدث به كلام نامحدث كند .
و اين گويندهء فاضل را شرم نيايد از چنين فضل و عرض كردن اين فضل و گمان برد كه خداى تعالى فعل به كلام كند ، نداند كه خداى تعالى فعل به قادرى كند ، امّا به قدرت نزديك ايشان .
علّامه شعرانى : قادرى و قدرت هردو به يك معنى است ؛ چون ياء در قادرى مصدرى است ، الّا آنكه اشاعره به قدرت تعبير مىكنند و آن را از صفات قديمهء زائده بر ذات مىدانند و دلالت كلمهء قادرى بر متصوّر ايشان واضح نيست . « 4 »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 356 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 40 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 103 .
( 4 ) . همان ، ص 104 .