تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
شب كوه‌ها بيافريد و ميخ زمين كرد و فرشتگان ندانند تا خداى تعالى كوه‌ها از چه آفريد . علّامه شعرانى : به روايت وهب بن منبّه اعتبارى نيست ؛ چون وى از پيغمبر روايت نكرده و براى فرشتگان روز و شب يكسان است . « 1 » مؤلف : و روايت كرده‌اند از امير المؤمنين عليه السّلام كه او گفت : چون خداى تعالى زمين بيافريد ، زمين آرام نمىگرفت . گفت : بارخدايا ، بر من جماعتى خواهى آفريدن كه تو را آزارند و معصيت كنند و پليدىها بر من اندازند . خداى تعالى كوه‌ها بر او افكند تا مؤتّد شد ، بعضى شما مىبينيد و بعضى نمىبينيد و اين إمّا بر طريق تمثيل باشد . و إمّا از قول فرشتگان كه بر زمين موكّلند . علّامه شعرانى : يعنى زمين را تشبيه به انسان فرمود و به زبان حال نطق كند و مقصود از زمين ، قطعات خشكى است كه در اوّل خلقت بر روى آب پديد آمد . چون آب بر همهء كره احاطه داشت و اندكى از زمين از قعر دريا برجست و از آب به درآمد و باطن زمين هم‌اكنون مايع است و به سنگينى كوه‌ها استوار گشته و گرنه پيوسته مىلرزيد . « 2 »
وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ
. « 3 » مؤلف : پس چون‌كه كوه‌ها مخلوق گشتند بر وجه آن ، جوانب آن متفاوت شد و جبال به ثقل‌ها مانند مركز ارض شد و همچو اوتاد آن گشته ، منع حركت از آن كرد . مرحوم شعرانى : مردم عصر ما گويند : وسط زمين مايعى مذاب است بسيار گرم و بر آن قشرى است از خاك و احجاز كه هرگاه جسم گداختهء مركزى طغيان كند ، قشر خاك را بشكافد و مانند كوه آتش‌فشان بيرون ريزد . بنابراين ، وجوه كوه‌هاى سنگين و
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 . ( 2 ) . همان ، ص 92 . ( 3 ) . نحل ( 16 ) آيهء 15 .
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 709 | غياثى كرمانى / أبو الحسن الشعراني